سرگیجه تراپی 7: تا جایی که مقدوره به شغل هویت بده

سرگیجه 7: شاغل هویت دارد یا شغل ؟ شرف المکان بالمکین ؟!!

  • یک زمان، مشاور یه شرکتی بودم که تعریفش از روابط عمومی، برگزاری یکسری مراسم در داخل شرکت (اعم از جشن و رویداد و نمایشگاه) بود.مدیر روابط عمومی قبلی شرکت رفت و یک فردی جایگزینش شد که از کانادا، فوق لیسانس مدیریت روابط عمومی گرفته بود. فرد جدید اومد و تعریف روابط عمومی در این شرکت رو تا طراحی کمپین های تبلیغاتی و مدیریت فضای مجازی و حتی برندسازی برای شرکت ارتقا داد. خب این یعنی چی؟ درسته که گفتن “شرف المکان بالمکین”. ولی نه دیگه تا این حد.
  • میدونی چرا فلان کارمند در مقابل شما بعنوان کارفرما انقدر قدرت چانه زنیش میره بالا و ناز میکنه ؟ میدونی چرا وقتی یک شاغل رو از دست میدی، سخت میتونی جایگزینش کنی؟ میدونی چرا با رفتن و اومدن آدمها، معنای یک شغل، تا حتی 180 درجه تغییر می کنه؟ چون شما هم مثل خیلی از شرکتهای ایرانی، بیشتر از اینکه به شغل هویت بدی، هویت شغل رو از طریق شاغل تعریف می کنی.
  • ببین قبول دارم که برخی شغل ها رو میشه استاندارد کرد و بعضی رو سخت میشه استاندارد کرد. مثلا برای یک اپراتور خط مونتاژ میشه شرح شغل دقیق نوشت ولی برای یک مدیر برندینگ در صنعت دارویی، سخت میشه یه شرح شغل دقیق نوشت اما وظیفه شما این هست که تا حد امکان، به شغل هویت بدی و شغل رو استاندارد کنی.
  • با وجودی که به نظر میرسه شرح شغل، چیز ساده ایه، اما فکر می کنم یکی از زیربنایی ترین اصول منابع انسانی هست که معمولا رعایت نمیشه و درکش نکردیم. منظور من الان، یه کتابچه فرمالیته نیست که یک شرکت بهش اشاره کنه و بگه شرح شغل ها رو نوشتیم. منظورم یک چیز واقعی هست

شما چطور؟ شغل ها رو درست و استاندارد تعریف کردین یا شما هم با رفتن و اومدن ادمها، تعریف اون شغل در شرکتتون تغییر می کنه؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

To use reCAPTCHA you must get an API key from https://www.google.com/recaptcha/admin/create