سرگیجه 10 : بالاخره اداری رو از منابع انسانی توی ساختار سازمانی جدا کنیم یا نه ؟

سرگیجه تراپی 10: اداری از منابع انسانی منفک نیست. اما این توضیح داره…

 

  • در ابتدا، باید بپذیریم که واحد “اداری”، چیزی منفک از توسعه سرمایه های انسانی نیست.
  • در مدلهای بین المللی مثل PHRI هم که نگاه می کنید، کارهای اداری، یکی از ماجولهای شش گانه مدیریت منابع انسانی محسوب میشه.
  • اینکه برخی شرکتهای ما مباحث توسعه ای HR رو نمیدونن و واحدهای منابع انسانی، بعضا تقلیل پیدا کرده تا اداری، شکی نیست. ولی رسیدن به یک منابع انسانی واقعی، از دریچه سیر بلوغ واحدهای اداری به سمت نسل چهارم منابع انسانی یا HR Business Partner شکل می گیره.
  • من میتونم یک جور دیگه هم ارتباط بین اداری و مدیریت سرمایه انسانی رو تشریح کنم: وقتی یک کار توسعه ای برای اولین بار در حوزه منابع انسانی انجام میشه، قطعا یک پروژه س! و یک کار روتین اداری نیست. اما وقتی یک یا دو راند انجام میشه، دیگه یه پروژه نیست بلکه تبدیل شده به یک پروسه جاری. و از اون به بعد میشه اون رو به شکل یک فرایند اداری تجسم کرد
  • اجازه بدهید مثالی بزنم : مثلا شرکتی تا امروز ، ارزیابی عملکرد کارکنان انجام نداده است. در این صورت، طراحی و اجرای یک راند نظام ارزیابی عملکرد کارکنان در این شرکت، یه کار توسعه ای و از جنس توسعه منابع انسانی هست. ولی وقتی که یکی دو راند انجام شد، شاخصها تعریف شد، و پرسنل درگیر در این کار، روش اجرایی این کار رو یاد گرفتند، دیگه منبعد، تکرار چنین پروسه ای در داخل شرکت، خیلی به یک کار روتین اداری شبیه و نزدیک شده.
  • یک چیزی رو هم این وسط فراموش نکنیم. در آینده نزدیک، بسیاری از کارهای روتین منابع انسانی که جنبه اداری دارند، توسط ربات ها انجام خواهند شد. لذا آنچه از منابع انسانی برجا خواهد ماند، فرایندهای توسعه ای است. ربات ها جایگزین بخش های اداری خواهند شد.
  • با توضیحات بالا در مجموع پیشنهاد مشخص من این هست که بجای اینکه یک واحد توسعه سرمایه انسانی جداگانه راه بیندازیم و مدام بکوبیم توی سر پرسنل اداری، که منابع انسانی واقعی، ربطی به اداری نداره، در عوض بیایم تلاش کنیم بلوغ واحدهای اداری رو بتدریج ببریم به سمت منابع انسانی واقعی. صد البته که خود پرسنل اداری هم باید چنین چیزی رو بخواهند. در غیر اینصورت نتیجه این میشه که واحدهای پیشتاز دیگری مثل معاونت های برنامه ریزی و اقتصادی، میان و گوی سبقت رو از اداری می گیرن و متولی موضوعات توسعه ای منابع انسانی در داخل شرکتها میشن.
  • و جمع بندی دوم من این هست که من وقتی درگیر توسعه نظامهای منابع انسانی در شرکتها میشم، خیلی تعصبی ندارم که کدوم واحد قراره متولی این کار بشه. مهم اینه که فرایندها باید مالک داشته باشن. بنابراین هرکسی که از این کارها حمایت که، تبدیل به مالک و مسوولش میشه. چه بهتر که اون اشخاص پیشتاز و علاقه مند برای توسعه چنین موضوعاتی، اشخاص واحدهای اداری یا منابع انسانی فعلی شرکتها باشن.. ولی بهرحال، HR معطل اونها نخواهد ماند و به مسیر توسعه ای خودش ادامه خواهد داد ….

با سرگیجه باش، بی سرگیجه باش….

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

To use reCAPTCHA you must get an API key from https://www.google.com/recaptcha/admin/create